یکشنبه ۳۰ مارس ۲۰۰۸

مصدق



بساط عیش مرا رو براه می کردی



و خود بی آنکه بدانی گناه می کردی




من اهل عشق نبودم به آن تصور عام




تو در محاسبه ات اشتباه می کردی



تو حرف می زدی و من سکوت می کردم



من آب می شدم و تو نگاه می کردی




تو خود بی آنکه بدانی از آن فضای نجیب



دل مرا و خودت را سیاه می کردی



و در ضیافت اندوه شام آن شب شوم



مرا که هیچ خودت را تباه می کردی



خلاصه دوست من با تمام خوبیهات



قبول کن که کمی اشتباه می کردی